الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
479
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
و جئنا القبر قبر المص * طفى احمد زوارا و قال الناس هل أحد * ث هذا لك اقصارا و هل أحسنت للتوبة * من قلبك اضمارا فلما شارف الحير * ة حادى ابلى حارا و قد كان يغور النج * م للاصباح أوغارا فقلت : احطط بها رحلى * و لا تعبأ به من سارا فجددنا عهودا اسل * فت و آثارا و قضينا لبانات * لنا كانت و اوطارا و صاحبنا بها ديرا * و قسيسا و خمارا [ 1 ] « پس از شما ما هم براى اعمال حج و به عنوان زائر به مكه آمديم و اركان و پردههاى كعبه را دست كشيديم ( و بوسيديم ) و به زيارت قبر پيامبر ، احمد مصطفى ( ص ) آمديم مردم گفتند : آيا گناهانى و كوتاهيهايى از تو سر زده است ؟ آيا از صميم قلب ، توبهء صحيح به جا آوردى ؟ ! وقتى كه شترم ، نزديك حيره رسيد ، شتربان ناخودآگاه آوازخوانى كرد موقعى بود كه ستارهء صبح در حال فرود آمدن و خفتن بود به شتربان گفتم : بار بگذار و اعتنا مكن كه چه كسى خواهد رفت دوباره همان پيمانها و كارهاى قبلى را تجديد كرديم نيازهايمان را برآورديم و به خواستههايمان رسيديم و بدان وسيله همراه دير و رهبان و مىفروش گشتيم . » بىبندوبارى و گستاخى و سركشى اين شاعر را در برابر ارزشهاى اسلامى و آداب اجتماعى ملاحظه مىكنيد . و اينك به شاعر هرزكار ديگرى از شعراى آن زمان گوش فرامىدهيم كه مىگويد :
--> [ 1 ] الشّعراء و الكتاب فى العراق : ص 203 به نقل از البصائر و الذّخائر .